پسرکم! تولدت مبارک هست، بوده و خواهد بود. هر انسانی، هدیه ای است به جهان، و ما مادران امانتداران بزرگیم... 

پی نوشت: همزمان با تولدش که امسال بی سر و صداتر از همیشه برگزار شد، و همزمان با طلوع هزاران ستاره که بر آسمان تحویل سال 2014 می شکفتند سه دندان آسیای تازه در دهان کودکانه اش هویدا گشت، با شکاف داغ و خونین کوچکی که نوید جوانه ای در راه می داد. دندان پنجم، موجود دوستداشتنی سه کنگره ای سفیدی است که درست پشت دندان پیشین پایین جوانه زده است، بی آنکه توان لق کردن جانشین شیری اش را داشته باشد. 

برای من مادری که پنج و اندی سال قبل حضور همین شیری سپید، نشانه ای از بزرگ شدنش بود، زنگ بیدارباشی است این که همان دندان کم کمک شاید در راه افتادن باشد. قلبم آهسته در گوشم زمزمه می کند که پسرک دارد بزرگ می شود، و باز هم - آخ باز هم لیلی؟ - گلیم تقویم تولدش برایم به یکسان با اشک و لبخند رج می خورد...

دوستت دارم پسرم. دوستتان دارم همه شش ساله های دنیا که قلب مادرهاتان را از بار بزرگ شدنتان به افتخار و رنج یکسانی می آلایید و می آرایید.

تحریر شد به تاریخ نخستین روز سنه دوهزار و چهارده آنو دومینی