1

- من برای ایران خیلی خیلی تنگ شدم....

2

- پسرم این کارتون مناسب شما نیست

- چرا؟

- آخه خشنه...

- خوب باید خشن باشه دیگه، مگه نمی دونی من «یونگه»** هستم، یونگه ها کارتون خشن دوست دارن دیگه، من «میشه»*** نیستم که کارتون پرنسس نگاه کنم، باید چیزهای خشن نگاه کنم، می دونستی؟

3

- چرا این آدم های توی کتاب، همشون این ور رو نگاه می کنن و هیچوقت پشتشون به ما نیست؟ 

4

از عمه اش یک بسته کادو گرفته است که توی آن بلوزی است به رنگ مورد علاقه اش. آن را می پوشد و وقتی می بیند که شلوار پایش نیست دوباره کاغذ کادوی خالی رو بر می دارد و تویش را نگاه می کند:

- این کادو توش شلوار نداره؟

5

- پسرم این مورچه خیاطی می کنه، این گورخر هم نجاره. حالا می تونی بگی شغل مامان چیه؟

- بله که می تونم...

- آفرین پسرم، چیه؟

-دزدی!!!!

6

دستش خورده و یک عنکبوت نانومتری را کشته است... با سر و روی پکر مشغول بررسی و تراژدی سرایی است.

- می دونم نباید می کشتمش... حالا بچه اش می آد منو می زنه؟

- نه فکر نکنم...

- آهان، پس خودش بچه بوده... ای وای من، مامانش! به مامانش چطوری بگم حالا؟

7

یک ماشین عروس می بینیم و از تماشای گل هایش ذوق می کنیم.

- مامان این ماشین چه خوشگله. مال کیه؟

- واسه عروس خانومه. 

- آنا منم می تونم عروس بشم؟

- نه عزیزم شما می تونی داماد باشی، چون پسر هستی... می تونی با یه عروس خانوم ازدواج کنی، عروس خانوم رو سوار این ماشین کنی. 

- آنا اجازه می دی من داماد بشم، عروس خانوم داشته باشم؟

- البته عزیزم...

با حرارت مرا بغل می کند و می بوسد: وای آنا شما چقدر مهربونی، ممنونم که اجازه می دی عروس داشته باشم...

- خواهش می کنم عزیزم... اما حیف که شما هنوز که عروس نداری، باید بزرگ بشی، دانشگاه بری...

- نه... من خودم یه عروس خوشگل پبدا می کنم، اصلا دارم...

- واقعا؟ کی هست؟

- بابا لوئیس**** دیگه... عروس منه!

- آنا من اگه این قرص رو بخورم چی میشه؟ قل می خوره میره پایین تو انگشتم، وقتی راه میرم صدا می ده؟

9

- مامان میشه برم؟

- نه...

- ببین شما فکر نکردی. یه ذره فکر کن، زود باش فکر کن دیگه، قشنگ فکر کن شاید بشه!

10 

در حال خواندن کتاب می می نی: 

مامان جون، بیا و محکم بزن به پشت دلم! 

....

خوب دیگه منم برم شامو بپخم! *****

11

با سر رو روی عصبانی: 

- من باهات قهرم مامان، اصلا دیگه اجازه نمی دم با بابا ازدواج کنی، خودم باهاش ازدواج می کنم، شما هم پاشو برو اصلا!


* قیامت می کنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن --- مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرخایی

** یونگه: پسر

*** میشه: دختر

**** لوئیس: دوست آراز

***** اصل در کتاب: بزن به پشت دستم، شامو بپزم.