نود و یک
نود رفت. سال نود سال دانه هایی بود که عاقبت به بار نشستند، اما خدا می داند که هنوز جانم خسته ناامیدی ها و نامرادی های فراوان آن است... برایت سالی آرام و خوشحال از مجموعه سال های پربار زندگی ات می خواهم که شاید من و پدرت هم در سایه آن به خوشدلی بیارامیم و کمی تن به تن آسانی آفتاب بسپاریم. برایت در سال جدید قلبی می خواهم که برنزه شادی ها و شادکامی ها باشد، جوانه نوبهارم.
توضیح تصویر: آراز و اولین اجرای گروهی موسیقی به همراه استاد سه تارش در سالی که گذشت.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 16:7 توسط لیلی
|
لیلی یک مادر است، یکی از هزاران.