گفتمان 18 : دلارام و خوش خوی و شیرین سخن*
من - پسرم از این پیتزا بخور، خیلی خوشمزه است.
آراز - ببین مامان جون، بعضی بچه ها میرن تو کول باباشون، بعضی نمی رن. بعضی بچه ها نارنگی دوست ندارن، ولی وفتی شما گفتی آراز نارنگی می خوری، من گفتم آره!! بعضی بچه ها هم پیتزا دوست ندارن، مثل من!!!
استدلالات آقای کیک!
آراز نقش یک کیک را بازی می کند و من نقش یک خریدار و خورنده کیک را! بعد از فوت کردن شمع ها شروع می کنم به خوردنش. همچنان که به قهقهه می خندد می گوید:
- یک کمی هم واسه مهمون ها نگه دار!
- نه من گشنمه می خوام همه تو بخورم...
- همه منو نخوری ها! چاقالو میشی!
یامان آیریلیخ**...
پدر رفته است سر کار. بعد از خداحافظی و بستن در:
- آنا، دوست داری بشینیم گریه کنیم که چرا آتا رفته؟
انتخاب
آراز جان این بیسکوییت سفیده رو می خوری یا اون قهوه ای رو؟
- خوب، اول با سفیده شروع می کنیم!!!!
قربان صدقه
آراز - مرسی آنا جونم به من موز دادی.
من - خواهش می کنم پسرم.
آراز - قربون خواهش می کنمت برم!!!!
مفتخر
آراز با ماشینش از دست-شو-یی خارج می شود و با صدای نازک از طرف ماشین به خودش می گوید:
- من به تو افتخار می کنم که رفتی پو-پ کردی!
سرشماری
مهمان داریم. چندتا می روند و دو تا هنوز نشسته اند. با سر و روی غمگین و شکست خورده توی اتاق دور می زند.
من - چرا غمگینی عسلم؟
آراز - آخه حالا دیگه فقط دو تا مهمون دارم!
وقتی مهمان ها حاضر غایب می شوند...
در خانه مهمان داریم. باید برویم جایی. موقع برگشتن می پرسد:
- هنوز تو خونه خاله «ی» و عمو «ح» داریم؟
معذور دار ما را
پدر - اگه شما این جوری پاتو بزنی به من، دستم یه هو تکون می خوره و چایی می ریزه روی پام.
آراز - خوب من دوست دارم چایی بریزه رو پات، پات اوف بشه بری بارمستان***، خوب پیش میاد دیگه!
ژانر وحشت در دستش-ویی
- آنا بیا پیش من بشین قصه کربروس**** رو بگو همون که سه تا سر داشت!
محدودیت های انسانی موثر در دوست یابی
دو تا بچه مهمان ما هستند. آراز دو تا لیوان برمی دارد و برای خودش و یکی از دوستانش آبمیوه می ریزد.
یک میهمان بزرگسال - آراز پس اون یکی دوستت چی؟ چرا بهش آبمیوه ندادی؟
آراز - خوب آخه من فقط دو تا دست دارم!
واژه های جدید خوشمزه:
چوخلخه : دوچرخه
ترم مرغ : تخم مرغ
پی نوشت: از همه دوستان ممنونم بابت تبریک تولد آراز... متشکرم!
* فردوسی : یکی سروقدی و سیمین بدن --- دلارام و خوش خوی و شیرین سخن
** یامان آیریلیخ: بد دردی است جدایی، آهنگ فولکلور آذری
*** بارمستان: بیمارستان
**** کربروس: سگ سه سر نگهبان دوزخ در اسطوره یونان
لیلی یک مادر است، یکی از هزاران.