پنجم دسامبر آخرین روز حضور پسرک در کودکستان بود. چه زود نه ماه گذشت! امروز پسرم پیله را درید و بالهای پروانه ای اش را باز کرد برای پروازی تا بی نهابت. وقتی به گذشته نگاه می کنم، انگار اخگر همه تردیدها و نارضایتی ها خاموش شده و تنها گرمای رضایتی عمیق و دوست داشتنی باقی مانده از آن تلاش آتشین. خوشحالم از درستی راهی که انتخاب کردیم و پشتکارمان در مسیری که پیموده شد. بی تردید حضور در کودکستان مونته سوری «زخلت» یکی از پربارترین دوره های زندگی آراز بود و تاثیر غیر قابل انکاری در رشد شخصیتی، اجتماعی و توانایی های او داشت... شاید بد نباشد به نقش حمایت کنندگی پررنگشان اشاره کنم در دوره هایی از رشد پسرکم، که جز با دلگرمی شان نمی توانست پایان خوشی چون این داشته باشد....

با «ریتا» ارزیابی رشد آراز را بر روی کارنامه نهایی اش بررسی کردیم. درباره کارنامه پایانی پیش از این در پست های قبلی آموزشی اشاره کرده ام.

در این بین کسب بالاترین امتیاز برای برخی توانایی ها به عنوان مادر آراز برایم قابل پیش بینی بود و قبل از این هم در جلسه اولیا و مربیان مهد کودک پیش درآمدی از آن را شنیده بودم. امتیاز عالی برای مواردی همچون حضور در جمع، بازی با کودکان، تعامل با بزرگسالان، تمرکز بر موضوع بازی یا آموزش، توانایی کنار آمدن با تغییرات محیط و همانند سازی با شرایط، عدم دلبستگی به یک اسباب بازی ویژه، و بازی کردن به تنهایی و سرگرم کردن خود، هارمونی و موسیقی و رق-ص.

برخی دیگر را نمی دانستم و دانستنشان را قدر دانستم مثل کسب نمره فوق العاده در خلاقیت، رویاپردازی و فانتزی، بازی های خیالی، مدیریت کارهای شخصی و اعتماد به نفس در انجام کارها و امتیاز خیلی خوب در جمله بندی، کاربرد کلمه های واضح، کاربرد زمان، درخواست کمک در صورت نیاز، میمیک چهره و فعالیت های فیزیکی ظریف مثل گرفتن مداد و نقاشی.

به این ترتیب از میان همه چندین ده مورد بررسی و بازبینی شده هیچ امتیاز کمتر از خیلی خوب نداشت پسرم. این نخستین کارنامه کارشناسی و تخصصی آراز بود ... حیف که والدین تنها حق مرور کارنامه را دارند و نه حق داشتنش را.