سوررئالیسم1 در انتخاب:

آراز - آنا من می خوام سوار اتوبوس بشم.

من - کدوم یکی رو دوست داری؟

آراز - اونی رو که بالاش پایینشه!


انسان حیوانی است سخن گو:

آراز - آنا باز هم بریم باغ وحش.

من - کدوم حیوونها رو دوست داری ببینی؟

آراز - اولیفانت2، گورخر، بوفالو، آقا شیره، کاکل به سر، مورچه خوار، بعدشم اون خانومه!


حرف حق:

آراز (اتاق 1) - آتا بیا پیش من.

آتا (اتاق 2) - پیش شما هستم پسرم.

آراز (اتاق 1) - آخه پس من شما رو نمی بینمت!


خاله سوسکه و دلیل سفرش:

آراز می خواند: دارم می رم تا ممدون3 خونه عمو رمضون --- نون گندم بخورم، ملّت4 مردم نکشم!


نقشه می کشیم در حد ناپلئون بناپارت:

قوطی شیر را از اتاق برده ام.

آراز (اتاق) - آنا، آنا!!

من (آشپزخانه) - بله عزیزم.

آراز (اتاق) - آتا شیر دلش می خواهد! دوست داری شیر رو بیاری؟

آتا (اتاق) - نه پسرم من کی شیر خواستم؟ من شیر نمی خوام.

آراز (با صدای آروم رو به آتا)  - ای بابا. بگو می خواهی دیگه!


مصائب کودکان دو زبانه:

با بابا بستنی می خورند.

آتا - آبیه طعمش آناناسه.

آراز (در حال اشاره به من) این آناناس؟؟؟


صدای ما را از جنگل های آمازون می شنوید:

از وسط یک جاده پر دار و درخت رد می شویم:

- من جنگل انبوه خیلی دوست دارم. اینجا انبوس! ببین! همه جا تاریکه. آتا اینجا خرس داره؟ خرسه! خرسه! خرسه جون! بیا دیگه...

کمی جلوتر...

- انبوه تموم شد... ببین؟ روشن شد... اینجا دیگه تُنُکه!


آیا می دانید چرا مادرها باید به بچه هایشان کمک کنند؟

با لحن خیلی متقاعد کننده: مامان... مامان جون! می خوای منو تو شنا کمک کنی؟ آخه شما مامان منی. من تو شکم شما بودم!


ابر و باد و مه و خورشید در کارند ...

آراز - آنا بیا ببین! این زنبوره... طلایی است... داره واسه من عسل درست می کنه!


ای حشرات! ای حضرات! بیایید که بهشت شما اینجاست!

آراز (با لحن خوشحال) - وای آنا بیا ببین چی پیدا کردم.... می خواد بیاد رو دستم...

مامان آراز پس از دیدن موجود و قورت دادن آب دهان - اه اه!!! منظورم اینه که به به!!! چه سوسک خوشگلی. 

آراز - می خوای چیکار کنی؟

مامان آراز و یک عدد دستمال کاغذی - می خوام بندازمش تو باغچه...

آراز - نههههههههههه!!! نکنی ها! گناه داره بذار راه بره....!!!


امان از کارهای تکراری:

آراز - آنا بریم پیش آوا من باهاش کراوپن5 کنم؟

من - باشه پسرم ج-ی-ش تو بکن بریم.

آراز - اه..... دیروز جیش کردم دیگه!


نظر من استانداردتر است!

آراز (در حال اشاره به مرکب اسباب بازیش) - مامان جون، اسم این چیه؟

من - اسمش اسبه پسرم.

آراز (بعد از چند دقیقه تفکر) - این اسمش اسبه مامان جون، اما خودش الاغه!


از افاضات آرازی:

آقا مرغه!


* شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود / نرگس او که طبیب دل بیمار من است ---- حافظ

1 سورئالیسم: فراواقع گرایی؛ وهم گرایی، بیان دیدگاهی که متاثر از وابستگی، پسزمینه، تلقین های فکری و مکاتب هنری قبلی نباشد.

2 اولیفانت : فیل

3 ممدون : همدون

4 ملت: منت 

5 Kruipen: چهار دست و پا رفتن