شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر....*
دوستی که مادر نبود گفت: «آخ که مادری چه سخت است لیلی! آدمی را از پا در می آورد! اگر زمان به عقب بر می گشت، باز هم مادر بودن را انتخاب می کردی، با آن پیش آگاهی که امروز داری؟».
ته دلم زمزمه ای گفت: «آمدی که نابودم کنی ای عشق؟ بر دستانت بوسه می زنم....»**
با پسرم: آرام جان! فردا شب، اولین شب بی همدگری ماست. خوب بخواب نازنینم. زود بر می گردم. قول!
* شهریار
**جان شیفته، رومن رولان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۹ ساعت 22:17 توسط لیلی
|
لیلی یک مادر است، یکی از هزاران.