گفتمان 5: در وهم نیاید که چه شیرین سخنی*
من: چیکار داری می کنی پسرم؟
اون: مٍی می زنم!!!**
2. غمگین و دلشکسته آمده پیش من و می گوید بادکنکش از نرده های تراس گذشته و رفته.
من: خوب چی شد که بادکنکت رفت عزیزم؟
اون: آتدیم خورشیده! (ترکی، ترجمه: پرتش کردم به خورشید!)
3. دوتایی در حال تماشای تلویزبون و تبادل افکار:
من: آراز جون! به نظرت اون آقاهه داره چیکار می کنه؟
اون: قلپ قلپ می خنده!***
4. پدر آراز در اتاق بغلی دارد ترانه "حسنی در شلمرود" را زمزمه می کند. بعد از چند دقیقه تفکر عمیق و با لبخند:
آتا شلوغ دی ها! (ترکی، ترجمه: بابا هم شیطونه ها!)
5. دارد جورابش را می پوشد. جور نمی شود و حوصله اش سر می رود.
اون: آنا، جولاب نشد!
من (با لحن تشویقی): میشه عزیزم....
اون: (رو به پای چپش و با لحن بزرگوارانه) دوباله تلاش کن پای چپ!
6. روی بلوز من یک نوشته هست: 9 8 و تی انگلیسی. با انگشت نشان می دهد و شروع می کند به خواندن:
آخت (داچ : عدد هشت) ، نیخن (داچ : عدد نه )، چکش!
7. این هم تکمیل رباعی سروده شده توسط شاعر با قریحه ما در مذمت جدایی و فراق که به صورت آهنگین اجرا می شود:
آتا لفت داسگنگاه، آنا لفت داسگنگاه، baba is weg ، آراز کوچولو وای وای وای!!!!
ترجمه: بابا رفت دانشگاه، مامان رفت دانشگاه، بابا دور شده (داچ)، آراز کوچولو وای وای وای.
8. کلمه نامه:
تکمه: تکم (Tokem)
صورتی: سوده ای
روشن: سوسن
بعدا: بعدم (قبلا بود اعدم!)
9. کلمه ترکیبی: دستمال + سیلماخ (پاک کردن به ترکی): سما.
10. دارم نیمرو درست می کنم. آراز می زند زیر آواز: «تخم مخ ها را بشکنید....!!!» ****
11. سر ناهار
اون: آنا سه تا نخود بده، لفطا!!!
چندتا نخودفرنگی می گذارم تو قاشقش. سه تا از انگشتانش را باز می کند و دو تا را می بندد و نشان من می دهد و با لحن آزرده می گوید:
اون: نه آنا... سه تا بده!!!!
* در وهم نیاید که چه شیرین سخنی این است که دور از لب و دندان منی: سعدی
** می می زنم، می می زنم، جام پیاپی می زنم.... همای - گروه مستان
*** مامان می خوام بخوابم، ترجمه شکوه قاسم نیا، درباره ماهی، "خوابهای خوش می بینه، قلپ قلپ می خنده!"
**** اصل شعر که آراز از سی-دی شنیده این است که : توبه ها را بشکنید آمد بهاران.... همای - گروه مستان
لیلی یک مادر است، یکی از هزاران.