1. دارد لوسیون آبله مرغانش را می زند به قورباغه اش.

من: چیکار داری می کنی پسرم؟

اون: مٍی می زنم!!!**

2. غمگین و دلشکسته آمده پیش من و می گوید بادکنکش از نرده های تراس گذشته و رفته.

من: خوب چی شد که بادکنکت رفت عزیزم؟

اون: آتدیم خورشیده! (ترکی، ترجمه: پرتش کردم به خورشید!)

3. دوتایی در حال تماشای تلویزبون و تبادل افکار:

من: آراز جون! به نظرت اون آقاهه داره چیکار می کنه؟

اون: قلپ قلپ می خنده!***

4. پدر آراز در اتاق بغلی دارد ترانه "حسنی در شلمرود" را زمزمه می کند. بعد از چند دقیقه تفکر عمیق و با لبخند:

آتا شلوغ دی ها! (ترکی، ترجمه: بابا هم شیطونه ها!)

5. دارد جورابش را می پوشد. جور نمی شود و حوصله اش سر می رود.

اون: آنا، جولاب نشد!

من (با لحن تشویقی): میشه عزیزم....

اون: (رو به پای چپش و با لحن بزرگوارانه) دوباله تلاش کن پای چپ!

6. روی بلوز من یک نوشته هست: 9 8 و تی انگلیسی. با انگشت نشان می دهد و شروع می کند به خواندن:

 آخت (داچ : عدد هشت) ، نیخن (داچ : عدد نه )، چکش!

7. این هم تکمیل رباعی سروده شده توسط شاعر با قریحه ما در مذمت جدایی و فراق که به صورت آهنگین اجرا می شود:

آتا لفت داسگنگاه، آنا لفت داسگنگاه، baba is weg ، آراز کوچولو وای وای وای!!!!

ترجمه: بابا رفت دانشگاه، مامان رفت دانشگاه، بابا دور شده (داچ)، آراز کوچولو وای وای وای.

8. کلمه نامه:

تکمه: تکم (Tokem)

صورتی: سوده ای

روشن: سوسن

بعدا: بعدم (قبلا بود اعدم!)

9. کلمه ترکیبی: دستمال + سیلماخ (پاک کردن به ترکی): سما.

10. دارم نیمرو درست می کنم. آراز می زند زیر آواز: «تخم مخ ها را بشکنید....!!!» ****

11. سر ناهار

اون: آنا سه تا نخود بده، لفطا!!!

چندتا نخودفرنگی می گذارم تو قاشقش. سه تا از انگشتانش را باز می کند و دو تا را می بندد و نشان من می دهد و با لحن آزرده می گوید:

اون: نه آنا... سه تا بده!!!!


* در وهم نیاید که چه شیرین سخنی   این است که دور از لب و دندان منی: سعدی

** می می زنم، می می زنم، جام پیاپی می زنم.... همای - گروه مستان

*** مامان می خوام بخوابم، ترجمه شکوه قاسم نیا، درباره ماهی، "خوابهای خوش می بینه، قلپ قلپ می خنده!"

**** اصل شعر که آراز از سی-دی شنیده این است که : توبه ها را بشکنید آمد بهاران.... همای - گروه مستان