تبليغاتX
آینده - خلق هنرمند
Lilypie 2nd Birthday Ticker
 
آینده
 
 
یادداشت های روزانه
 

آفریدن هنرمند بی شک از کشیدن یک شاهکار نقاشی سخت تر است.

همیشه گله مند بودم از بی اعتنایی سیستم آموزشی کشور به استعدادهای هنری. مهندس، ورزشکار و دکتر تا دلت بخواهد داریم. تعداد هنرمند های تربیت یافته در این روش آموزشی- اگر خودجوش ها را کنار بگذاریم- صفر است.  هنرمند برای من البته معنی خیلی عام تری دارد: یعنی کسی که توانایی ابراز خودش را داشته باشد. کسی که بتواند رابطه مسالمت آمیز سالمی با جهان بیرون و درونش برقرار کند. کسی که روش منحصر به فردی را برای بیان دیدگاهش بشناسد. 

همیشه از خودم می پرسیدم که :"خوب. حالا که منتقد روش موجود هستم پس برای بچه ام چه می توانم بکنم؟" کتابی خواندم به نام "کلیدهای پرورش خلاقیت هنری" از سری کتاب های کلید های تربیت کودکان و نوجوانان ترجمه اکرم قیطاسی. این کتاب مطابق بود بر پیش پذیره های من و باعث شد شروع کنم به تحقیق محتاطانه ای درباره نقاشی و هنر. این کتاب و به دنبال آن چند روز کند و کاو در مراجعی که می شناختم نکات تازه ای را برایم روشن کرد که کلی تکانم داد. گفتم بد نیست چند خطی را اینجا واگو و با حاشیه نویسی خصوصی اش کنم.  

  • کودکان با استعدادی ذاتی در هنر متولد می شوند. برای شکوفایی حس هنری، بچه ها فقط به کمی آزادی و یک ذره تشویق نیازمندند. بنا به تحقیق روانشناس ها بازی شیرخواران با غذا در حدود ۶ ماهگی اولین قدم آن ها برای نقاشی است. در حدود یکسالگی بچه ها خط خطی کردن را شروع می کنند. برای ایجاد این خط ها بیست نوع حرکت دست دخیل است که بعدها اصول نوشتاری کودک را تشکیل می دهد. بین دو و نیم تا سه سالگی بچه ها به مرحله "مندالا" می رسند. مندالا یک دایره است که تعدادی خط از میان آن رد می شود. این شکل نمادین جهان است و بعدها همه نقاشی ها بر اساس همین شکل ساده ترسیم می شود. مندالا و نقش بنیادینش برای نمایش نحوه تفکر انسان برایم بسیار جالب بود. اولین طراحی بچه ها از هیات انسان از مندالا مشتق می شود و به صورت سر یک انسان است که دست و پاهای نخی مستقیما به سر متصل شده اند. در مدت زمان کوتاهی شمایل انسان به صورتی که قابل تشخیص باشد پاورچین پاورچین وارد نقاشی بچه ها می شود. بین سال های چهار تا هفت سایر اشیا در نقاشی کودکان ظاهر می شوند و از سن نه به بعد خودآگاهی واقعی شان درباره هنر شروع می شود.
  • مراحل تعریف شده به صورت نرمال برای همه انسان ها طی می شود. همانطور که اغلب آدمها پیش از راه رفتن نوعی خزیدن یا چهاردست و پا رفتن را تجربه می کنند. بنابراین نه تنها بیهوده است که از کودک بخواهیم به جای خط خطی کردن شروع به کشیدن چهره انسان کند بلکه به این ترتیب اعتماد به نفس تازه پا گرفته اش را کلا زیر سوال برده ایم. خط خطی کردن نوعی فعالیت فیزیکی است که بچه از طریق آن می تواند به نحو دلپذیری خود را از فشارهای روانی خالی کند. با اصرار برای پرش از پله های تکاملی نقاشی در واقع آن را به یک فشار روانی مضاعف تبدیل می کنیم.  از زیانبار ترین جمله ها می شود به این مورد اشاره کرد: "خط خطی نکن.... یه گردی بکش با دو تا چشم..."  
  • هیچ نوع الگوی مشخصی برای طراحی نباید در اختیار بچه ها قرار گیرد. حتی اینکه برای کودکانمان طراحی کنیم و بخواهیم که تماشایمان کنند و "مثل ما" نقاشی کنند روش نادرستی است. نتیجه آن یک پل سزان نخواهد بود بلکه عاقبت یک کودک روی دستمان می ماند که کوچکترین اعتقادی به توانایی خودش ندارد (به هر حال نمی تواند مثل ما بکشد! می تواند؟) و مرتب آویزانمان می شود که: "برایم بکش!". الگوهای رنگ آمیزی هم فوق العاده زیانبار توصیف شده اند. وقتی از بچه ها می خواهیم که خط هایشان را داخل مرزهایی محدود کنند در واقع از آنها خواسته ایم که خط خطی کردن را محدود و متوقف کنند. از کتاب هایی که الگوهایی برای کپی کردن در اختیار بچه ها می گذارند و طرح هایی که به هم چسباندن نقطه ها ساخته می شوند اصلا صحبت نمی کنم. آنقدر در مذمتشان مطلب خواندم که از فکرشان هم تنم می لرزد!
  • می توانیم طیف گسترده ای از ابزار طراحی و نقاشی در اختیار بچه ها بگذاریم. برای شروع می شود از مداد شمعی های غیرسمی، رنگ خوراکی، خمیر کیک، ماست و دوغاب و مربا استفاده کرد. باید بپذیریم که با بیداری هنر در وجود بچه هایمان تمیزی دیوارها و کف خانه مان را از دست خواهیم داد. هیچ وقت نباید بچه ها را برای به کار گرفتن سطوح مختلف برای نقاشی سرزنش کرد.
  • سال هاست که ثابت شده است آموزش زودهنگام الفبا به صورت نوشتاری آن برای بچه های نوپا با روش های خاصی امکان پذیر است. چیزی که نمی دانستم تاثیر مخرب چنین آموزشی است بر روی خلاقیت کودکان. بچه های نوپا و کودکانی که محبور می شوند نوشتار کلمه ها را برای یادگیری تکرار کنند دچار نوعی اختلال در یادگیری و بیان اجتماعی در زندگی بزرگسالی می شوند.

اما این که ما کجا هستیم. هر روز چند دقیقه ای از لحظه های مفید آراز صرف نقاشی می شود. بار اولی که در یازده ماهگی ابزار نقاشی را در اختیارش قرار دادم تمایل پایان ناپذیری به خوردنشان نشان داد. تصمیم گرفتم به جای راه انداختم بحث پایان ناپذیری با آراز که :"اینو نخور! باهاش نقاشی بکش" وسیله اش را عوض کنم: خوراکی های مایع و رنگی. نقاشی با غذا تا چندین ماه ادامه داشت و حتی همین حالا هم دارد. هر روز با بخشی از لیوان شیر صبحگاهی، سینی صبحانه رنگ آمیزی می شود. از حدود یک ماه قبل خودکار و مداد هم وارد لیست شدند: گرچه کمتر تحویلشان می گیرد. روان نویس یک استثنای دوست داشتنی با اثر مانا است. ملحفه ها و دست و پای ما را اگر گیر بیاورد خط خطی می کند. چند روزی است که منحنی های بسته هم وارد مجموعه خط خطی های آراز شده اند.

اما کاری که برایش لذت نقاشی را داشته باشد با مداد شمعی روبراه می شود. یک بسته کامل را جوید تا بالاخره از صرافت خوردنشان افتاد. پسر ما نقاشی روی کاغذ را دوست ندارد. برای همین هم  بخشی از کف پارکت اتاق پذیرایی را برای این کار در نظر گرفته ایم. معمولا یکی دو مداد شمعی را دم دست می گذارم. گاهی که چشمش را می گیرد می نشیند به نقاشی. توصیف های من و پدرش به عنوان تشویق کار را به اینجا رسانده که بعد از اینکه یکی دو خط می کشد، چند لحظه با دقت به چیزی که کشیده خیره می شود و بعد در مورد آن شروع به سخنرانی می کند! با دست خطوط را نشان می دهد و برایمان به زبان آرازی توصیفش می کند و سرش را تکان می دهد. از حالت جدی که می گیرد کیف می کنم و خنده ام را می خورم مبادا که تبسم مرا بد تعبیر کند و دلخور شود:) از دو روز قبل دیوارها هم به این مجموعه اضافه شده اند. بیچاره صاحب خانه و کاغذ دیواری هایش!!! سعی می کنم پاک کردنشان را بگذارم برای وقتی که خواب است (اگر بشود که نمی شود). درست است که بچه های کوچکتر بعد از کشیدن اثر خود را به یاد نمی آورند ولی از پاک کردن آنها در حضور آفریننده شان ناخودآگاه شرمنده می شوم، اگر عکس آن ها را هم گرفته باشم باز هم خودشان تازگی جذاب تری دارند. گاهی هم همانجا می مانند تا خانه مان بوی تخیل پسرم را بگيرد. نمی توانید حدس بزنید راه رفتن روی روياهاي آراز کوچولو چه کیفی دارد.  

پی نوشت: مادر مارتیا کوچولو در آخرین پستش درباره ابزار مفید برای نقاشی نوشته است.

با پسرم: ای ایران ای مرز پر گهر...  ای خاکت سرچشمه هنر...  انتخابات ریاست جمهوری در پیش است. دلم برای ایرانمان تنگ شده است: همین. 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 23:7  توسط لیلی  | 
 
  بالا