Lilypie Kids Birthday tickers
 
آینده
 
 
یادداشت های روزانه
 
و چنین گفت...


برچسب‌ها: گفتمان ها
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت 20:19  توسط لیلی  | 
هشت.

آخ مادرم.

***

زان سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من.... ای عقل عقل عقل من ، ای جان جان جان من 

زاشکم شرابت آورم، وز دل کبابت آورم.... این است تر و خشک من، پیدا بود امکان من

با اینهمه کو قندتو، کو عهد و کو سوگند تو ..... چون بوریا بر می شکن ای یار خوش پیمان من 

گفتم چو خواهی رنج من آن رنج باشد گنج من .... من بوهریره آمدم، رنج و غمت انبان من

پس دست در انبان کنم، خواهنده را سلطان کنم.... مر بدر را بدره دهم، چون بدر شد مهمان من 

دریای چشمم یک نظر خالی مباد از گوهرت... خالی مبادا یک زمان لعل خوشت از کان من 

دیوان شمس، مولانا

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 20:18  توسط لیلی  | 
خدای عزیز، 

خاضعانه از تو می خواهم که اگر قرار است آن چه را که در زندگی از کم و بیش به من عطا می کنی باز پس گیری، از همان ابتدا به من ندهیش. 

تلخی نداشتن آنچه که پیش از این داشته ام چنان جانکاه و توانفرسا است که خاطره همه لحظه های دارا بودنش بار گرانی می شود بر دوش روزهای خوش گذشته. روزهایی که حتی نمی دانستم که خوشند!!! روزهایی که یادآوریشان هم بی بغض ممکن نیست.

امضا، یکی که امروز  روز سختی داشت

فردا نوشت: دیروز روز سختی بود، همین؛ ممنون از همراهی تان و اینکه نگران نباشید :)


برچسب‌ها: خودنگارانه
 |+| نوشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 20:12  توسط لیلی  | 

برچسب‌ها: نگار من
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 4 آبان1393ساعت 20:18  توسط لیلی  | 

 

پی نوشت: به دیده منت... اما این دنیایی که ما را به آن وا گذاشتی، دنیای قشنگی نیست پدر. هیچ وقت نبوده است. زمان می برد درک حقیقت. اما به قول شاعر که گفت: بردار پیاله را که شب می گذرد...


برچسب‌ها: خودنگارانه
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 21:25  توسط لیلی  | 
 
  بالا